أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

15

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

داد ، ديگر روايت روز خيبر « 1 » و آن آن بود كه گفت : لاعطيّن الراية غدا رجلا يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله كرّار غير فرّار ، اصحاب رسول چون اين سخن بشنيدند همه طمع كردند درو ؛ بكس نداد بعلى داد ، ديگر آيت نجوى كه فرود آمد و منسوخ شد و كس بدان عمل نكرد جز او يعنى على عليه السّلام . عبد اللّه بن هارون الخراسانى گفت : از علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام پرسيدم كه : چرا صدقه بر شما حرام كردند ؟ - گفت : از كارى عظيم سؤال كردى ، گفت : براى آنكه چون ما خويشتن را به دادن صدقه پاكيزه كرديم ، خداى تعالى نخواست كه ما را بگرفتن آن مدنّس گرداند ، گفتم : در قرآن كجاست اين ؟ - گفت : اين آيت است كه خداى تعالى گفت : [ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ناجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْواكُمْ صَدَقَةً ذلِكَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ أَطْهَرُ ] گفت : اى مؤمنان چون خواهيد كه با رسول سخن گوئيد ، پيش از سخن گفتن صدقهء بدهيد كه شما را صدقه دادن بهتر است و پاك گرداننده‌تر ، ما صدقه داديم و خود را بدان پاكيزه گردانيديم خداى تعالى نخواست كه ما را بگرفتن آن مدنّس گرداند و اين يك روز بيش نبود ؛ بر ديگر روز آيت رخصت آمد . آنگه عذر خواست خداى تعالى براى آنان كه ندادند تا بدانند كه خداى تعالى تكليف ما لا يطاق نكند گفت : اگر نيابيد چيزى كه به صدقه بدهيد خداى تعالى آمرزنده و مهربان است ؛ شما را معذور دارد ، آنگه توانگران را كه داشتند و ندادند عتاب كرد و گفت : آيا بترسيديد شما از آنكه پيش از سخن گفتن با رسول خداى صدقاتى مقدّم داريد آنگه سخن گوئيد ؟ - پس چون نگريد آنچه خداى تعالى شما را فرمود و توبهء شما قبول كرد و از سر تقصير و تفريط شما در گذشت ، پس در نماز كردن و زكات دادن تقصير مكنيد نماز بپاى داريد و زكات مال بدهيد و فرمان خداى تعالى و رسول وى ببريد و مطيع ايشان شويد در هر چه شما را فرموده و فرمايند ، و خداى تعالى آگاه است و دانا بدانچه شما ميكنيد جزاى شما بر وفق صواب و حكمت برساند .

--> ( 1 ) - در اين باب نيكو سروده‌اند : « بو العجب قومي كه منكر ميشوند از فضل او * زان خبر كايشان روايت روز خيبر كرده‌اند »